. . . آرشیو اخبار

 

فهم این که مرگ یک فرآیند طبیعی و اجتناب‌ناپذیر است، برای بیشتر کودکان مشکل است؛ چون آنها چرخه زندگی طولانی را تجربه نکرده‌اند. درک این که مرگ علتی مانند بیماری و یا تصادف دارد، بیان‌گر جنبه علیت مرگ است.

 

 

فهم این که مرگ یک فرآیند طبیعی و اجتناب‌ناپذیر است، برای بیشتر کودکان مشکل است؛ چون آنها چرخه زندگی طولانی را تجربه نکرده‌اند. درک این که مرگ علتی مانند بیماری و یا تصادف دارد، بیان‌گر جنبه علیت مرگ است. کودکان وقوع مرگ توسط عوامل طبیعی را که قابل کنترل نیست، درک نمی‌کنند. آنها هنگام رویارویی با مرگ یکی از وابستگانشان که او را دوست دارند، به دلیل درک نکردن موقعیت، فکر می‌کنند کاری از آنها ساخته نیست و احساس ناخوشایند گناه و یا شرمساری را دارند. در پی این احساسات ممکن است برای آنها مشکلاتی مانند شب ادراری یا بازگشت به حالات درون کودکی (مانند تمایل به خوابیدن نزد والدین) پدید آید.

پژوهش‌ها نشان می‌دهد که باید درباره مرگ با کودکان روشن و با توجه به سطح سنی آنها گفتگو کرد. استفاده از عبارت‌هایی مانند «خوابیده» یا «به مسافرت رفته» درباره کسی که مرده و یا پرهیز از پاسخ‌دهی، نه تنها به کودک هیچ کمکی نمی‌کند، بلکه سردرگمی ‌او را نیز در پی دارد. همچنین، یکی از بدترین کارها این است که به هنگام مرگ یکی از نزدیکان، کودک را به جای دیگری فرستاد تا شاهد مراسم تدفین و مسائل دیگر نباشد.

معمولاً واکنش کودکان به مسئله مرگ، به ویژه کودکان زیر سه سال، پاسخ به عواطف دیگران است. کودک ناراحتی والدینش را درک می‌کند، ولی علت آن را نمی‌داند. اگر بفهمد که علت گریه و ناراحتی آنها امری طبیعی است و سلامتی آنها را در پی دارد، احساس راحتی و امنیت می‌کند. از طرف دیگر کودک هنوز از نظر شناختی به سطحی نرسیده است که بدون کمک دیگران بتواند درک دقیقی از مفهوم مرگ داشته باشد.

کودکان باید کاربردهای کلی و نکات دقیق معنای مرگ را دریابند؛ نکات دقیقی که نه تنها شامل حقایق زیست‌شناختی مرگ است، بلکه باورهای فرهنگی و فرآیندهای عاطفی عزاداری را نیز دربرمی‌گیرد. دانستن اینکه کودکان چگونه مفهوم مرگ را در ساختار شناختی خود شکل می‌دهند، برای متخصصان و والدین الگوهای مفیدی را فراهم می‌آورد تا بتوانند نسبت به آنچه کودکان در این زمینه تجربه و احساس می‌کنند، برخوردی مناسب‌تر و حساس‌تر داشته باشند. امروزه کودکان در فرهنگی رشد می‌کنند که اعضای آن از بیان ضرورت مرگ پرهیز دارند.

حدود صد سال پیش مرگ بخشی طبیعی از زندگی خانواده بود. چرخه طبیعی کهنسال شدن، بیماری و مرگ از سوی همه اعضای خانواده درک و پذیرفته شده بود، اما امروزه کودکان در فرهنگی رشد می‌کنند که اعضای آن از بیان ضرورت مرگ پرهیز دارند و این موضوع برای کودکان چالش‌برانگیز خواهد بود؛ به‌ویژه زمانی که کودک تجربه شخصی از مرگ وابستگان خود داشته باشد. هنگامی‌که والدین از گفتگو درباره مرگ پرهیز کنند، بدفهمی‌ها و ترس‌های کودکان دوچندان می‌شود .

وقتی کودکی مرگ دوست یا عضوی از خانواده را تجربه کند، امکان دارد اندوه خود را با برخی از باورهای غیرواقعی همراه سازد؛ باورهایی که انتظار دارد در آینده اتفاق بیفتد و یا در گذشته اتفاق افتاده است. هنگامی‌که والدین (به‌ویژه والدین سوگوار) از گفتگو درباره مرگ پرهیز کنند یا با عدم اطمینان حرف بزنند، بدفهمی‌ها و ترس‌های کودکان دوچندان می‌شود. در دسترس بودن منابعی که منجر به گشوده و مناسب شدن این ارتباط کلامی‌ (بین بزرگسال و کودک) شود، بسیار مهم است؛ از جمله این منابع کتاب‌های داستان و ادبیات کودک است .

آرشیو اخبار

آدرس مرکز: مشهد - خيابان احمدآباد - بين ملاصدرا ۱۱ و ۱۳ - پلاک ۵۵ - تلفکس: ۵-۳۸۴۶۳۶۵۳ - ۰۵۱

سامانه آرن کارت
ارسال پیام تلگرامی